ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

21

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

احسان به خويشاوندان و حمايت مالى از آنان يكى از تكاليف اصلى دينى در قرآن است . البتّه اين تكليف غير مشروط نيست و فقط بر خويشاوندانى اطلاق مىشود كه مسلمان شده‌اند . در سوره توبه به مسلمانان اخطار شده است : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، اگر پدر و مادرتان دوست دارند كه كفر را به جاى ايمان برگزينند ، آنها را به دوستى ( اولياء ) مگيريد و هر كس از شما دوستشان بدارد از ستمكاران خواهد بود . بگو : اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و زنانتان و خويشاوندانتان ( عشيرة ) و اموالى كه اندوخته‌ايد و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد و خانه‌هايى كه بدان دلخوش هستيد براى شما از خدا و پيامبرش و جهاد كردن در راه او دوست‌داشتنىتر است ، منتظر باشيد تا خدا فرمان خويش بياورد . و خدا نافرمانان ( فاسقان ) را دوست ندارد » ( توبه / 23 - 24 ) . حتى طلب آمرزش براى خويشاوندانى كه از قبول اسلام سرپيچى كرده‌اند روا نيست : « نبايد پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‌اند براى مشركان هر چند از خويشاوندان باشند ، پس از آن كه دانستند كه به جهنم مىروند طلب آمرزش كنند . آمرزش خواستن ابراهيم براى پدرش نبود مگر به خاطر وعده‌اى كه به او داده بود . و چون براى او آشكار شد كه پدرش دشمن خداست ، از او بيزارى جست » ( توبه / 113 - 114 ) . علاوه بر اين مؤمنان از راستگويى و انصاف نبايد روىگردان شوند حتى اگر به سود پدر و مادر يا خويشاوندانشان باشد : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به عدالت فرمانروا باشيد و براى خدا شهادت دهيد ، هر چند به زيان خود يا پدر و مادر يا خويشاوندان شما - چه توانگر و چه درويش - بوده باشد . زيرا خدا به آن دو سزاوارتر است . پس ، از هواى نفس پيروى مكنيد ، تا از شهادت حق عدول كنيد » ( نساء / 135 ) . به طور كلى به مؤمنان هشدار داده شده : « هرگاه سخن گوييد عادلانه گوييد هر چند درباره خويشاوندان باشد » ( انعام / 152 ) . امّا ، با وجود اين محدوديتها حق خويشاوندى از لحاظ احسان ، مراقبت و حمايت مالى مقدم بر هر دوستى و وابستگى ديگرى است : « در كتاب خدا خويشاوندان نسبى ( اولو الارحام ) از مؤمنان و مهاجران به يكديگر سزاوارترند ، مگر اينكه بخواهيد به يكى از دوستان خود ( اوليائكم ) نيكى كنيد و اين حكم در كتاب خدا مكتوب است » ( احزاب / 6 ) . بسيارى از مسلمانان كه بعد از هجرت به مدينه آمدند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى